من؛ اضطراب و نیسان آبی!

  • زمان مطالعه: 10 دقیقه
  • |
  • تاریخ انتشار: 23 دی 1399
  • |
  • تعداد بازدید: 194
من؛ اضطراب و نیسان آبی!
  • به قلم: حمید ذوالفقاری

ساعت چهار و ده دقیقه عصر بود که از خواب بیدار شدم، ساعت گوشی رو چندمرتبه‌ای کوک کرده بودم اما بیدار نشده بودم! به سرعت خودم رو آماده کردم که سمت سالن همایش برم و از ساعت 17 تا 21 به عنوان مجری، اجرای “سمینار مدیریت اضطراب و استرس ”رو به مناسبت شب یلدا برای مدیران و کارآفرینان برگزار کنم. جورابام توی دستم، شونه توی دهنم، گوشی و دفترم توی جیب‌های کتم بود که تا ریموت پارکینگ رو زدم و در بالا رفت همه چیز شروع شد! اضطراب من و ریلکسی نیسان آبی.....

چند دقیقه‌ای مثل یک جنتلمن ایستادم تا راننده‌هاشون بیان و ماشین‌ها رو از جلوی در بردارند تا منم ماشینم رو بتونم از پارکینگ بیارم بیرون! 20 دقیقه گذشت و خبری نشد، اینطرف و اون طرف زنگ در ساختمون‌ها رو زدم و بازهم خبری نشد. کمتر ازنیم‌ساعت دیگه تا شروع برنامه مونده بود، با خودم گفتم: خب آرامش خودت رو حفظ کن؛ گوشیت رو دربیار، سریع یک تاکسی آنلاین بگیر! آفرین فکر خوبی بود تازه راننده‌هاش راه بلدتر از من هستند.20 دقیقه گذشت (و دقیقا 10 دقیقه به شروع برنامه مونده بود) و هیچ سرویسی هنوز قبول نمی‌کرد که بیاد! آخه چرا؟ چی شده؟ چرا همین امروز که من برنامه مهمی دارم؟؟ دوباره با خودم گفتم آرامشت رو حفظ کن؛ اول زنگ بزن بگو با تاخیر می‌رسم و بعد هر ماشینی پیدا کردی فقط باهاش برو،  تا اومدم دست به گوشی بشم پیامک رو دیدم که مدیر سالن پیام داده بود "سلام آقای مجری! همه حضار و مدیران و خدم و حشم و فلان و بهمان در سالن نشستن و سرود ملی داره پخش می شه" تپش قلبم رفت روی 150، عرق سردی روی پیشونیم نشست، قندم افتاد، پاهام شل شد و..... یه لحظه به خودم اومدم، 10 دقیقه به شروع برنامه مونده بود؛ اولین موتوری که دیدم گفتم دربست!!! خلاصه که با 15 دقیقه تاخیر رسیدم، موهام همه سیخ شده بود، سین برنامه رو باد برده بود، شعرها و ابیاتی که در ذهنم بود همه و همه رفته بود و فقط توی ذهنم همین مونده بود "تو شب یلدای منی...آخ دیوونه دوس داشتنی..."

صحبت‌های مراجعم رو خوندید! چی به ذهنتون رسید؟ اینکه این دیگه چه دوره "مدیریت اضطراب و استرس"ی شد؟ آره! با شما موافقم. به نظر شما مشکل از مجری( مراجعم) بوده؟ مشکل از نیسان‌های آبی بوده؟ مشکل از مرد عنکبوتی بود که به موقع نیومد؟ واقعا چرا؟ اضطراب آقای مجری ما درست بوده یا نادرست؟؟

آیا می دانستید اضطراب یکی از فراگیرترین مسائل روانی در تمام دنیاست؟ آیا می‌دانید اگر نتوانید اضطراب را درست و به موقع کنترل کنید تبدیل به یک اختلال سایکوسوماتیک (روان– تن) می‌شود؟ 

آیا می‌دانید اختلال اضطراب می‌تواند باعث ریزش موها، سکته‌های قلبی، زوال حافظه، چاقی، پرخاشگری، نارضایتی‌های جنسی و تعارضات زناشویی شود؟

 البته که اگر همین اضطراب وجود نداشته باشد شاید سنگ روی سنگ بند نیاورد! اما فرق است میان اضطراب با اضطراب! یعنی اضطراب گاهی مفید است و گاهی مضر. اجازه بدهید در این زمینه بیشتر با هم صحبت کنیم.

تشخیص اضطراب مفید از مضر

تشخيص اينکه اضطراب ما در چه حدی است و اينکه آيا اين اضطراب مفيد است يا آثار منفی روی کار ما دارد گاهی خیلی مشکل است. اما برای تشخيص بين اين دو حالت بهترين کار اين است که دقت کنيم ببينيم به واسطه همین اضطرابی که داريم کار و مسئوليتی را که در حال انجام آن هستيم خوب انجام می‌دهيم يا نه؟ در واقع اضطراب به دو حالت تقسیم می‌شود: اضطراب مفید (سازنده) و اضطراب غیر مفید (مخرب)

مثلا آقای مجری ما اگر کمی زودتر از خواب بیدار می‌شد یا در همون ثانیه‌های اول که با نیسان‌ها مواجه شد بدون فوت وقت یه تاکسی آنلاین می‌گرفت شاید این حجم از مشکلات و اضطراب مخرب براش پیش نمی‌یومد....

برای اینکه تفاوت اضطراب مخرب از سازنده رو بهتر درک کنیم؛ مثال دیگه‌ای می‌زنم: با نزدیک شدن به فصل امتحانات دانشگاهی و مدارس؛ اضطراب تحصیلی ما بالا می رود. همین اضطراب باعث می‌شود  بهتر درس بخوانيم و کیفیت آموزش‌پذیری ما را در حد مطلوبی نگه می‌دارد، اما اگر آن اضطراب برای ما آنقدر مشغله ذهنی ايجاد کند که مدام درگيری فکری پیدا کنیم و فراتر از آن دچار علایم فیزیولوژیکی مثل، تعریق، ضعف عضلات، تپش قلب و خشکی دهان و غیره شویم نه تنها تمرکزمان را از دست می‌دهيم بلکه دیگر کیفیت آموزش‌پذیری‌مان بسیار کاسته می‌شود و قاعدتا عملکرد تحصیلی خوبی نخواهیم داشت. 

با اضطراب مقابله کنيم يا از آن فرار کنيم؟

افراد در برخورد با اضطراب‌هایشان آگاهانه و یا غیرآگاهانه شیوه‌های مختلفی را انتخاب می‌کنند؛ هرکسي با اضطراب‌هايش به روشي برخورد مي‌کند؛ بعضي ترجيح مي‌دهند از کنار آن رد شوند. برخي به آنها فکر می‌کنند و برایش روش برخوردی را انتخاب می‌کنند و برخی سعي مي‌کنند از آن دوري يا به عبارتي اجتناب کنند. برخي دیگر هم ترجيح مي‌دهند با اضطراب‌هايشان رودررو شوند و با آنها مقابله کنند (جبران افراطی یا جنگ).

اول از همه بايد گفت فرار و اجتناب از موقعيت‌هاي اضطراب‌زا نه ‌تنها اضطراب را بهتر نمي‌کند بلکه آن را تشديد هم مي‌کند، عدم رودررو شدن با موقعیت اضطراب‌زا باعث می‌شود هرگز نتوانیم از اضطراب آن مسئله در امان باشیم و حتی فکر کردن به آن موقعیت هم دوباره ما را دچار تنش و اضطراب کند. گاهی افراد برای فرار از اضطراب به رفتارهای پرخطر روی می‌آورند؛ مصرف الکل، دخانیات، پرخوری‌های عصبی، پرخاشگری و غیره

یادمان باشد انسان از هرچه فرار کند ترسش از آن بيشتر مي‌شود و به قول آن ضرب‌المثل معروف «در بلا بودن به از بيم بلاست»، يعني وقتي با ترس‌ها و اضطراب‌ها مواجه شويم، مي‌بينيم آنقدر هم که گمان مي‌کرديم ترسناک نبوده و همين الگوی فکری خود تسلی بخش اضطراب می‌باشد. 

گاهی اضطراب‌ها موقتی و کوتاه مدت هستند و گاه طولانی مدت و پایدار! در مواقعی که اضطراب شما در دسته دوم قرار می‌گیرد پیشنهاد می‌شود به منظور در امان بودن از مشکلات روانی و جسمانی ناشی از آن حتما از یک فرد متخصص راهنمایی کسب نمایید. در اولین گام پیشنهاد می‌شود یا یک روانشناس خبره و مسلط در این زمینه مشاوره داشته باشید. مابقی مسیر را خود ایشان برایتان ریل‌گذاری می‌کنند و نگرانی باقی نمی ماند. روانشناسان پس از مصاحبه با شما، سنجش میزان اضطراب شما و تشخیص انواع آن (فراگیر، اجتماعی، فصلی، پس از سانحه و غیره) با تعریف پروتکل‌های درمانی مدون و دقیقی، شما را به سمت آرامش سوق می‌دهند.

اما در مواقعی که اضطراب شما موقتی و کوتاه‌مدت است و مشکل آنچنانی در زندگی شغلی و تحصیلی یا روابط فردی و اجتماعی‌تان ایجاد نمی‌کند می‌تواند از شیوه‌هایی که در ادامه می‌آید برای مدیریت آن استفاده کنید:

شیوه‌های موثر در مواجه با اضطراب:

  • مدیریت زمان:

بهترین راه برای مواجه با اضطراب؛ مدیریت زمان است! هرجا پای اضطراب در میان است، مدیریت زمان فراموش شده است! انجام کارها در دقیقه نود افتخار نیست! بلکه باعث می‌شود تصویر ما در ذهن دیگران، تصویر یک فرد اهمالکار و مسئولیت‌ناپذیر باشد و این خود سرآغاز مشکلاتی دیگر می‌باشد من جمله اینکه "چرا هرکار می‌کنم دیگران من را قبول ندارند؟" و در نهایت اعتماد به نفس‌تان را به گونه‌ای واضح کم می‌نماید.

  • نوشتن:

منابع اضطرابی‌تان را بنویسید! هرآن‌چیزی که باعث ایجاد اضطراب در شما می‌شود را بنویسید! در گام بعد سازنده یا مخرب بودن آن را مشخص کنید! در گام بعدی راه‌هایی که به ذهنتان می‌رسد را بنویسید و از دیگران نیز کمک بخواهید.

  • حذف منابع اضطرابی:

عوامل بی‌شماری ممکن است باعث استرس ما شوند که بايد این عوامل استرس‌زا را شناخته و سعی کنيم آن‌هایی را که امکان دارد از زندگی خود حذف کنيم. برای مثال، اگر شلوغی موجب اضطراب ما می‌شود، زمانی را برای خريد انتخاب کنيم که خلوت باشد. گاهی یک رفتار منبع اضطرابی است و گاهی یک شخص! هرکدام را که می‌توانید حذف کنید، بکنید! ما فرصت کافی برای توجیه همه افراد و تحمل رفتارهای کژدار و مریضشان را نداریم.

  • اطلاع از اوضاع و احوال پیرامون:

در گذشته می‌گفتند "هرچه کمتر بدانی راحت‌تری" اما این متافور با عصر اطلاعات همخوانی ندارد!  KNOWLEDEGE IS POWER امروز می‌گوییم "اطلاعات قدرت است" بی اطلاعی و ناديده گرفتن حوادث و وقايع اطرافمان، دليل بر شادی و عدم وجود مشکل نيست. گاهی اوقات آن چه ما بعلت عدم آگاهی از اصل موضوع در ذهن خود تصور می‌کنيم، بسيار بدتر و ناراحت‌کننده‌تر از آن چيزی است که واقعا "اتفاق افتاده است. پس بایستی نسبت به برخی موضوعات که حول ما می‌چرخد اطلاعات شفافی داشته باشیم.

  • آگاهی از وضعیت جسمانی خود:

از علایم پریشانی و نگرانی در خود از قبيل سردرد، درد معده، نداشتن تمرکز، خستگی زياد و غیره مطلع باشيم. زيرا اين علائم می‌توانند نشانه‌های استرس و اضطراب باشد که باعث اختلالات جدی‌تر از قبيل: زخم معده، فشار خون بالا، بيماری‌های قلبی و آنچه در ابتدای مقاله اشاره کردیم می‌شود.

  • اولویت‌بندی کارها و برنامه‌ها:

یکی از بهترین شیوه‌های مواجه سازنده با اضطراب، اولویت‌بندی کارها و برنامه‌ها می‌باشد که با همان اصل مدیریت زمان ارتباط بسیار تنگاتنگی دارد. هنگامی که با انبوهی از مشکلات بطور همزمان روبه‌رو هستيم، به آسانی در مقابل آنها به زانو در آمده و از حل آنها عاجز می‌شويم. زيرا آشفتگی و بی‌نظمی درکارها و برنامه‌ها، می‌تواند توليد استرس کرده، يا نقطه‌ای برای شروع آن از شکست طرح‌های ناتمام می‌شود. (ما روانشناسان به آن طرحواره شکست می‌گوییم). اولويت‌بندی مسائل به ترتيب اهميت و بررسی آنها به ما اين امکان را می‌دهد که به هر کاری در زمان و مکان خود رسيدگی کنيم، بهتر است که طرح‌ها را يکی بعد از ديگری به انجام برسانيم. برای هر طرح زمانی را اختصاص دهیم و مطابق آن زمان‌بندی پیش برویم.

  • خلاص شدن از شر وسايل اضافی:

قوانین فنگ‌شویی برای مدیریت اضطراب بسیار خوب جواب می دهد.در فنگ‌شویی از این قانون استفاده می‌کنیم: از شر وسايل اضافی و بی‌مصرف خلاص شوید و اطراف خود را خلوت نماید تا همه انرژی‌ها منفی خارج و انرژی‌های مثبت به سمت شما جریان پیدا کند. وسايل اضافی و به درد نخور و شلوغی محيط نه تنها اضطراب شما را بالا می‌برد بلکه الگوی فکری شما را از خلاقیت به سمت عادت می‌کشاند. هر سه ماه یا هر شش ماه یکبار نسبت به دورریختنی‌هایتان تصمیم بگیرید!

  • خوردن و خوابیدن به اندازه:

برای کاهش اضطراب، بهتر است خواب کافی داشته باشیم. بدن انسان برای تجديد قوا به خواب کافی و لذت بخش نياز دارد. شب به موقع بخوابيم و تا ديروقت بيدار نباشيم. هنگام خواب بهتر است به سمت چپ خود بخوابيم و نفس‌عميق بکشيم. در اين حالت سوراخ راست بينی تحريک و سمت راست بدن فعال‌تر می‌شود. زيرا سمت راست، قسمت فعال بدن است. از آن طرف نیز سعی کنيم صبح‌ها، حتی روزهای تعطيل زود از خواب بيدار شويم. در اين صورت ساعت زيستی بدن ما منظم می‌شود و طبق برنامه خاصی زمان خواب و بيداری ما را تنظيم می‌کند. در نتيجه پس از مدتی هنگام بيدار شدن، احساس بهتری خواهيم داشت.

  • شناسایی و تغییر عادت‌های مخرب خود:

از ارتباط با افرادی که سبب استرس ما می‌شوند دوری کنيم. يا اگر دوری کردن از اين افراد برايمان مشکل است، می‌توانيم ارتباط خود را با او در جمع برقرار کنيم. از رقابت با ديگران خودداری کنيم. رقابت با ديگران در کار، شغل، مقام، زندگی و مخصوصا" تجملات و ظواهر، می‌تواند يکی از منابع اجتناب‌ناپذير اضطراب يا فشار روانی باشد. 

  • از تکنولوژی درست استفاده کنيم:

 وسائلی مانند موبايل، کامپيوتر و غیره باعث می‌شوند که طی يک روز بيش از حد کار و فعاليت انجام دهيم و گاهی همین وسایل باعث استرس می‌شوند. قبل از خريد وسائل و تجهيزات جديد مطمئن شويم که اين وسايل به پيشرفت موقعيت فعلی ما کمک می‌کند. به چشمان خود استراحت بدهيم. بايد به چشمان خود استراحت دهيم هر چند کم. در اين زمان به فضای سبز، آسمان يا درختان خيره شويم. اگر در دسترس نيستند می‌توانيم يک عکس يا پوستر بر روی ديوار نصب کنيم که بيشتر رنگ‌های آبی و سبز در آن به کار رفته باشد. اين رنگ‌ها بسيار آرام‌بخش هستند. دست از سرزنش خود و دیگران برداریم. بايد پذيرفت که برخی اوقات شرايط طاقت فرسايی در زندگی پديد می‌آيد و کاری نيز از دست ما و دیگران بر نمی‌آيد. در اين شرايط بايد با صبر و پذيرش مشکل و دگرگون کردن موقعيت، بار عاطفی مشکل را کم کنيم. ما روانشناسان به این موضوع اصل پذیرش و تاب‌آوری می‌گوییم.

پی‌نوشت:

این مطلب بصورت اختصاصی توسط تیم تولید محتوای آن‌آموز تالیف گریده است.

وب‌سایت آن‌آموز این مقاله را با عنوان “من؛ اضطراب و نیسان آبی!” در تاریخ 21 دی 1399 و با تالیف آقای حمید ذوالفقاری منتشر کرده است.